دبیرخانه ثبت همایش بندر تاریخی سیراف؛
از رونق یک بندر بزرگ در خلیج فارس تا کشف مسجد، بازار، خانهها و نشانههای زندگی در دل ویرانهها
در کرانه خلیج فارس، جایی میان دریا و دشت ساحلی، بقایای شهری تاریخی قرار دارد که روزگاری از مراکز مهم زندگی و تجارت در منطقه به شمار میرفت؛ سیراف. شهری که اگرچه امروز بیشتر با ویرانهها و بقایای معماریاش شناخته میشود، اما کاوشهای باستانشناسی نشان دادهاند که زیر همین خاک، نشانههایی از یک شهر پرجنبوجوش و سازمانیافته پنهان شده است.
بر اساس مطالب کتاب کاوشهای باستانشناسی در سیراف، مقدسی، جغرافیدان سده دهم میلادی، سیراف را شهری برخوردار از شکوه و جلال توصیف کرده است. با این حال، این رونق برای همیشه ادامه پیدا نکرد. وقوع زلزلهای شدید در سال ۹۷۷ میلادی یکی از مهمترین اتفاقاتی بود که به ویرانی شهر انجامید. در ادامه نیز تغییر شرایط سیاسی و اقتصادی منطقه و ظهور رقیبانی مانند کیش، در کاهش اهمیت سیراف تأثیر گذاشت. سقوط آلبویه در سال ۱۰۵۰ میلادی نیز از دیگر رویدادهایی بود که در این روند نقش داشت.
در نتیجه این تحولات، سیراف بهتدریج جایگاه پیشین خود را از دست داد. منابع تاریخی، تصویری از شهری ارائه میکنند که زمانی پرجمعیت و آباد بود، اما بعدها جمعیت آن بسیار کاهش یافت و گروهی از مردم در خانههای آسیبدیده و ویرانشده شهر زندگی میکردند.
اما داستان سیراف با ویرانی پایان نیافت؛ بلکه قرنها بعد، باستانشناسان دوباره به سراغ این شهر رفتند.
پیش از آغاز حفاریها، بخش زیادی از بقایای سیراف زیر خاک مدفون بود و تنها دو ساختمان تا حدودی از خاک بیرون مانده بود که یکی مسجد و دیگری مقبرهای بود. بررسیهای دقیق باستانشناسی به پژوهشگران کمک کرد تا بخشهای مختلف این شهر را بهتر بشناسند و تصویری روشنتر از زندگی مردم آن به دست آورند.
در نخستین بخشهایی که مورد کاوش قرار گرفت، نقشه شهر کمکم آشکار شد. یکی از مهمترین بناهای شناساییشده، مسجدی بزرگ و عمومی بود که در نزدیکی دریا و در بخش مرکزی شهر قرار داشت. بقایای یک آبانبار نیز در مسجد دیده شد که احتمالاً برای تأمین آب آشامیدنی شهر مورد استفاده قرار میگرفته است.
در شرق مسجد، ساختمانی بزرگ با طولی بیش از ۵۰۰ متر شناسایی شد که کالاها و مغازهها در آن قرار داشتهاند. وجود چنین فضایی، تصویری از فعالیتهای اقتصادی و رفتوآمد مردم در سیراف به دست میدهد.
در بخش دیگری از شهر نیز محلههای مسکونی کشف شد. خانهای بزرگ در این قسمت قرار داشت که احتمال داده شده شاید محل زندگی فرماندار یا حاکم شهر بوده باشد. در غرب مسجد نیز محدودهای مرتبط با سکونت و فعالیتهای مختلف شهری شناسایی شد.
کاوشها تنها به خانهها و بناهای عمومی محدود نماند. در ارتفاعات مشرف به سیراف، قبرستانهای سنگی نیز قرار داشتهاند و آثار راههای انتقال آب نشان میدهد که مدیریت منابع آب برای ساکنان شهر اهمیت زیادی داشته است.
یکی از بخشهای مهم این پژوهش، کاوش در کارگاه F بود؛ محوطهای مسکونی که در غرب مسجد قرار داشت. همچنین خانه بزرگی با عنوان W مورد حفاری قرار گرفت و بخشهایی از خانههای دیگر با نامهای S، R، N و E نیز بررسی شد. این کاوشها به باستانشناسان اجازه داد تا جزئیات بیشتری از معماری، سازمان شهری و شیوه زندگی ساکنان سیراف را بررسی کنند.
آنچه از این کاوشها به دست آمده، فقط مجموعهای از دیوارها و سنگهای قدیمی نیست. هر خانه، مسجد، آبانبار، بازار و راه آب، بخشی از داستان مردمی است که قرنها پیش در این بندر زندگی میکردند. به همین دلیل، سیراف را میتوان همچون کتابی سنگی دانست؛ کتابی که صفحات آن زیر خاک پنهان شده بود و باستانشناسان با هر فصل از کاوش، بخشی تازه از آن را آشکار کردند.
سیراف امروز شاید دیگر آن بندر پررونق گذشته نباشد، اما ویرانههای آن همچنان حرفهای زیادی برای گفتن دارند؛ از روزهای شکوه و آبادانی گرفته تا زلزله، تغییرات سیاسی و اقتصادی و سرانجام فراموشی تدریجی شهر. کاوشهای باستانشناسی کمک کردهاند تا این بخش مهم از تاریخ دوباره دیده و روایت شود؛ تاریخی که همچنان در میان سنگها، خانهها و بقایای برجایمانده از سیراف نفس میکشد.
/
نویسنده: دیوید وایت هوس
منبع: کتاب کاوشهای علمی باستانشناسی در سیراف
صفحه: ۹۹ و ۱۰۰